مرتضى مطهري
257
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )
ليتغفل ، فخذ بالحزم و اتهم فى ذلك حسن الظن و ان عقدت بينك و بين عدوك عقدة او البسته منك ذمة ، فحط عهدك بالوفاء و ارع ذمتك بالامانة و اجعل نفسك جنة دون ما اعطيت ) * ( اى من العهد ) * ( فانه ليس من فرائض الله شىء الناس اشد عليه اجتماعاً مع تفرق اهوائهم و تشتت آرائهم من تعظيم الوفاء بالعهود و قد لزم ذلك المشركون فيما بينهم دون المسلمين لما استوبلوا من عواقب الغدر ، فلا تغدرن بذمتك و لاتخيسنّ بعهدك و لاتختلنّ عدوك فانه لايجترئ على الله الَّا جاهل شقى و قد جعل الله عهده و ذمته امناً افضاه بين العباد برحمته و حريماً يسكنون الى منعته و يستفيضون الى جواره ، فلا ادغال و لا مدالسة و لا خداع فيه و لا تعقد عقداً تجوز فيه العلل . . . ) * فرق كسانى مانند على با كسانى مانند معاويه اين است كه مسئوليتى كه هركدام براى خود قائلند فرق مىكند . يكى مثل معاويه فقط خود را مسئول منافع و مطامع دنيوى خود مىداند ، تنها خود را مسئول اين مىداند كه زمام امور را به دست بگيرد ، تنها در مقابل زمامدارى اگر كوتاهى كند يا شكست بخورد احساس شرمندگى مىكند و بس . و يك نفر ديگر مثل على خود را مسئول مصالح همهء افراد مىداند ، در مقابل خير عموم اگر شكست بخورد احساس شرمندگى مىكند ، خود را مسئول مصالح همهء مردم مىداند ( 1 ) و بلكه تنها دربارهء منافع شخص خودش است كه احساس مسئوليت و شرمندگى نمىكند مانند پدرى كه با بچه هايش سر سفره نشستهاند ، آن پدر در خودش مسئوليت شكم همهء فرزندان را بعلاوهء مسئوليت سلامت و ادب آنها احساس مىكند . تنها چيزى كه چندان به آن اهميت نمىدهد سيرى شكم شخص خودش است . اما هريك از آن
--> ( 1 ) على پاسدار حقايق زندگى است كه امروز هم ماها در پرتو همان حقايق ، زندگى مىكنيم . فرق است بين دزد و پاسبان يا بين گرگ و چوپان . منطق اين دو تا دو منطق است و با هم قابل مقايسه نيست